زبان به اعتبار مضمون

زبان به اعتبار مضمون

دولت‌آبادی گفت: ادبیات ایران، فاقد قدرت اجتماعی است، در این جامعه ما یک منتقد حرفه‌ای حتی نداریم، در مقابل قدرت رسانه‌های اجتماعی و فضای مجازی بیشتر است و روی ادبیات سوار شده است.

رمان «بیرون در» آخرین اثری است که از محمود دولت‌آبادی منتشر شده است. این رمان به نسبت آثار قبلی نویسنده، فضای متفاوتی دارد و به روایت زنی می‌پردازد که به دلیل فعالیت‌های سیاسی در آستانه انقلاب به زندان افتاده و پس از خروج از زندان در بن‌بست رابطه‌ای گرفتار شده است. دولت آبادی در این کتاب، کما فی‌السابق؛ نثر موجز و خوش ریتم و پر از کنشی دارد. گفت‌و‌گویی با محمود دولت‌آبادی درباره «بیرون در» که در پی می‌آید:

 مهم‌ترین ویژگی ثابت در آثار شما، از کارهای قدیمی‌تر مثل «کلیدر» و «هجرت سلیمان» تا همین «بیرون در» که آخرین کار منتشر شده از شماست، قوت زبان و وجوه دراماتیکش است. نکته‌ای که در «بیرون در» من را مدهوش می‌کند زبان و نثر بسیار زیبای شماست؛ ریتم  چینش کلمات در کنار هم و اینکه توصیف کنش‌ها در عین کوتاهی، فکر و خیال و حس پس پشت آنها را هم در بر دارد. این زبان‌آوری و نگاه به زبان در نتیجه کار تئاتر است یا مطالعه و پژوهش متون کهن فارسی؟

 
 زبان به اعتبار مضمون، رکن اصلی ادبیات است. من هیچ وقت، زبان را مستقل از مضمون یا موضوعی که نوشته می‌شود ندیده‌ام.  اما اینکه زبان در کارهای من بار دراماتیک دارد، هم به تجربه من در تئاتر مربوط می‌شود و هم به نگاه من به موضوعیت زبان. زبان در تاریخ ما، امر بسیار مهمی است. می‌دانید که ما عمدتا به اعتبار همین زبان از کشورهای دیگر اسلامی متمایز شده‌ایم. بنابراین زبان برای ما خیلی اهمیت دارد. حالا به مثبت و منفی‌ این تمایز کاری ندارم. اما در دوره‌ای که من شروع به نوشتن کردم، معلم اصلی ما هدایت بود. صادق هدایت بسیار مهم است، اما هدایت به زبان توجه نداشت. و من به عنوان یک شاگرد یادگیر که از همه پیشینیان یاد می‌گرفتم، فکر کردم که هدایت بسیار مهم است اما زبان چه می‌شود؟ در آن ایام، نویسندگان و مترجمانی در جامعه ما پدید آمدند که بر من خیلی اثر داشتند. ابراهیم گلستان کسی بود که به زبان می‌پرداخت و با زبان کار می‌کرد. و هم شاهرخ مسکوب و نجف دریابندری و  زنده‌یاد محمود اعتمادزاده به‌آذین. من متوجه شدم که ایشان برای زبان اعتباری قائل هستند که هدایت قائل نبود. در کنار این‌ آموزگاران خیلی طبیعی است که من با ادبیات قدیم‌مان هم نا‌آشنا نبودم. آن ادبیات و مجموعه کتاب‌های مهمی که ما داریم یک دوره یا بسته آموزشی نبود که از جایی شروع شود و به جایی ختم شود. ادبیات به طور مستمر در زندگی من بوده است. یعنی به یاد دارم هنگامی که من را بازداشت کردند که تازه از اجرای تئاتر «در اعماق» از جنوب بازگشته بودیم، کتاب همراه من «هزار سال نثر پارسی» مرحوم کریم کشاورز بود. یعنی هنگامی هم که من را بازداشت کردند این کتاب در جیب نیم‌تنه من  بود و در 48 ساعت قرنطینه «قصه یوسف» از آن کتاب را یک شب برای همراهانی که از کمیته آورده شده بودیم، خواندم. بنابراین آموزش من از زبان، بدون وقفه وجود داشته است و همچنان ادامه دارد. بار دراماتیکی هم که شما اشاره کردید، بدیهی است که من از تئاتر خیلی بهره گرفته‌ام ولی خود موضوعاتی هم که وادار به نوشتنش می‌شوم این بار را  داشته‌اند و دارند.

 

تاریخ انتشار: 16:02 1398/09/27

نظرات بینندگان

توجه: وارد کردن نام و آدرس ایمیل اختیاری میباشد